خرید بک لینک
اطلاعات جدیدی درباره «انتخاب یا اجبار» منتشر شده که در ادامه مرور می‌کنیم. طبق گزارش‌های موجود، !-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> ToDay Is a Special Day انتخاب یا اجبار شجاعت میخواد که به کمتر از ایده آلِ زندگیت قانع نشی! نه اون ایده آل افسانه ای و رویایی. ایده آلی... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور می‌کنیم.!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> ToDay Is a Special Day انتخاب یا اجبار شجاعت میخواد که به کمتر از ایده آلِ زندگیت قانع نشی! نه اون ایده آل افسانه ای و رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 8:35

اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «۲نیمه شب به بعد لعنتی...» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. طبق گزارش‌های موجود، !-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> ToDay Is a Special Day ۲نیمه شب به بعد لعنتی... ۲نیمه شب به بعد لعنتی... باید خواب بود. بیدار ک باشی حمله میکنن، همونایی ک روزا به هزار... در ادامه با جزئیات کامل این موضوع همراه باشید.!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> ToDay Is a Special Day ۲نیمه شب به بعد لعنتی... ۲نیمه شب به بعد لعنتی... باید خواب بود. بیدار ک باشی حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 8:35

گزارش‌های تازه درباره «جشن تولد» منتشر شده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، !-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> ToDay Is a Special Day جشن تولد اینکه واسه خودت جشن تولد بگیری... ذوق بچگیاتو میخواد... از یه جایی به بعد... جشن تولدو باید واست... در ادامه با جزئیات کامل این موضوع همراه باشید.!-"-"-Design By : NightMelody.Com-"-"-> ToDay Is a Special Day جشن تولد اینکه واسه خودت جشن تولد بگیری... ذوق بچگیاتو میخواد... از یه جایی به بعد... جشن تولدو باید واست بگیرن... باید حداقل واادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 8:35

اونوروجک کوچولویی که سال ۸۸ شروع کرد به نوشتن این وبلاگ دو ماه دیگه میشه ۲۶ سالش...!

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:20

اینکه واسه خودت جشن تولد بگیری... ذوق بچگیاتو میخواد...

از یه جایی به بعد... جشن تولدو باید واست بگیرن... باید حداقل واسه یکی تو دنیا اونقدر مهم باشی که متولد شدنتو، داشتنتو، بودنتو جشن بگیره...

نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:50 توسط هستی|

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:28

۲نیمه شب به بعد لعنتی... باید خواب بود. بیدار ک باشی حمله میکنن، همونایی ک روزا به هزار ترفند ازشون فرار می کنی؛ همه ی دردا، نگرانیا، علامت سوالا... حتی احساساتی ک مدت هاست خاکشون کردی رو نبش قبر میکنی... فکر میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی... اونقدری ک آخرش یا به گریه میرسه یا به یه کار احمقانه... ی چیزی مثل تکست دادن به کسی ک نباید...

باید خواب بود! این ساعت لعنتی رو باید خواب بود...

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 12:14

شادیام واسه اینستاست! غمامو میارم اینجا! نمیشه که غما رو جار زد... نمیشه که دست گدایی واسه ترحم آدما دراز کرد... آدما دوس ندارن ناله هاتو بشنون حوصله شونو سر میبره، دلشونو میزنی... ولی خب...هرچقدم که خودتو گول بزنی... هرچقدم که تو تک تک عکسا بخندی... به همه بگی که حالت خییییلیییی خوبه... باز... یه جایی خیلی زود کم میاری... یه جایی که نمیشه جلو اشکاتو بگیری... واسه من وقتیه که تنهاییم خودشو به رخ میکشه! تو روم قهقهه میزنه و میگه "خوب نگاه کن! تو هیچ کسو نداری که نگرانت باشه! که بتونی بهش بگی حالم خوب نیست و بدونی واسش مهمه!" خوبه که واسه یکی مهم باشی. خوبه که هر وقت حالت خوش نبود بدونی یکی هست که واسش مهمه! خیلی مهمه! یکی که بگه حاضر شو میام دنبالت. شده اندازه نیم ساعت ببینیش ولی بهت بفهمونه تنها نیستی. بفهمونه هرجا باشه خودشو میرسونه تا حالت خوب شه. خوبه که حس کنی مهمی! از اون حسای خوبی که مدت هاست واسم دست نیافتنی شده!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 6:54

۲۳ساله میشم! چند روز دیگه... بدون هیچ عشقی! شاید مسخره ست که وقتی بهش فکر میکنم انگار نفسم بالا نمیاد. حس میکنم تو اتاق هوا نیست، مجبورم پنجره رو باز کنم... شاید دچار مالیخولیای ترس از گذر زمان شدم... مالیخولیایی که بدون عشق تشدید میشه، اینکه سالهای عمرت بره و تو هیچ عشقی توی قلبت نباشه!... میترسی! از اینکه پیر بشی و هیچ وقت عاشق نشده باشی، هیچ وقت یه معشوق واقعی نباشی! میترسی و هی خودتو تو آینه نگاه میکنی... رژیم میگیری تا گذر سن توی چهرتو، پشت اندام زیبا پنهان کنی. از ترس چروک و افتادگی پلک شبا کرم دور چشم میزنی... میترسی! دائم میترسی! با خودت میگی وقتی الان دنیای کسی نیستم، چطور ممکنه وقتی پیر و چروکیده شدم معشوق کسی باشم؟ ۲۳سالگی سنی بود که دوسش داشتم! از وقتی ۱۴-۱۵ ساله بودم! به نظرم عدد قشنگی بود! به نظرم سن دوس داشتنی ای میومد! الان... چند روز باهاش فاصله دارم و حس میکنم تو روز تولد ۲۳ سالگیم غمگین ترینمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 6:54

هنوزم دارم نامشو. نامه کسی ک بغض میکرد، جلو تئاتر شهر بالا و پایین میپرید که نمیتونه بهم بفهمونه دوسم داره؛ ی جور بی قراری کودکانه. هنوزم دارم نامشو... توش گفته بود قول دادم ساکت باشم ک وقت بگذره که نشونت بدم چقدر مهمی چقدر دوستت دارم...

نشونم داد... چند روز پیش خبر داد ک رفته دیدن مادر و برادر دختره...

به همین سادگی! زندگی همینقدر واضح بیرحمه! پر از حرفایی که هیچوقت نباید باور کرد...

برچسب: زندگی پر از خاطره است,زندگی پر از درد,زندگی پر از غم, نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 6:54

کم اوردم... این روزا همش کم میارم...

زندگی ای ک عشق توش خیلی کمه...

برچسب: زندگی سگی,زندگی سگی ما,زندگی سگی facebook, نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 6:54

شجاعت میخواد که به کمتر از ایده آلِ زندگیت قانع نشی! نه اون ایده آل افسانه ای و رویایی. ایده آلی که دست یافتنی باشه ولی فعلا نخواد که سر و کلش تو زندگیت پیدا شه. ایده آلی که شاید بشناسیش، شایدم نشناسیش! حداقل واسه دخترا خیلی شجاعت میخواد ترس از تنهایی که خوره وار میافته به جونشونو پس بزننو بمونن تا شاید یه روز برسن به ایده آلشون، شایدم هیچوقت نرسن! شجاعت میخواد بارها و بارها به جواب ازدواج کردی بگن نه، اونقدر بگن نه تا روزی برسه که به لفظ عامیانه ی ایرانیا بشن پیر دختر!! و باز اونروز شجاعت میخواد حسرت نخورن که کاش به کمترش قانع میشدیم حتی اگه قرار نبود اون عشق واقعی رو باهاش تجربه کنیم... و بعد به هر دختر کم و سن و سال تری که رسیدن نگن موقعیت ازدواج ک پیدا کردی برو، هرچی بمونی موقعیتات کمتر میشه... شجاعت میخواد عشق خواستن... منتظرش موندن... پ.ن ۱: عشقی ک حاصل انتخاب باشه با عشق تحمیل شده فرق داره. خیلیا از سر ناچاری و کمبود موقعیت و بالارفتن سن ازدواج میکنن و بعد به خودشون تلقین میکنن شوهرشون عشقشونه، در حالیکه خودشونم ته دلشون میدونن انتخابشون نبوده. در واقع اونقدر گزینه هاشون کم بوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 6:54

صفحه بندی